حسن حسن زاده آملى
475
هزار و يك كلمه (فارسى)
و همچنين در علم درايه و رجال ، يك دوره درايه تأليف خود آن جناب را با يك دوره كامل جامع الروات اردبيلى را از محضرش استفاده كردهايم . و خود آن بزرگوار در علم رجال و درايه از شاگردان سيد ابو تراب خوانسارى در نجف بود . و نيز معرفت به آلات رياضى از قبيل اسطرلاب و ربع مجيّب را از علامه شعرانى تعليم گرفتهايم . و خود آن جناب مخترع آلتى در قبلهيابى است كه هر متضلع در فن به نفاست آن و كمال حذاقت و بصيرت مخترع آن إذعان مىنمايد ، و ما صورت آن آلت را در نكته 999 كتاب هزار و يك نكته آوردهايم . آن جناب ذو الفنون عجيبى بوده است و در برخى از فنون مرد يك فن بوده است . و نيز از مشايخ اجازه روايى اين كمترين بوده است ، و صورت اجازه و سلسله مشايخ روايى را در مؤلفاتم به تفصيل ذكر كردهام . در حدود سيزده سال به جدّ و جهد تمام در محضر پربركتش به تحصيل علوم و معارف اشتغال داشتم . هم خودش اشتياقى شگفت به درس و بحث داشت ، و هم ما طالب و شايق بسزا بودهايم . خداوند رحمت كند آقايان دكتر سادات ناصرى و ناصح و ميرخوانى را كه هريك از ارباب كمال بودهاند ، و مرحوم ناصح اديبى گرانمايه و بلندپايه بود ، و هيچيك در كسوت آخوندى نبودند ، و با اينكه همسنّ و سال استاد علامه شعرانى بودند در محضر مباركش به تحصيل علوم عقلى اشتغال داشتند . غرض اينكه مرحوم ناصح روزى به اين كمترين گفت كه دى در جلسهاى كه استاد شعرانى تشريف داشت به مناسبتى سخن از دانشپژوهى و درس خواندن و اهتمام به تحصيل به ميان آمد ، استاد شما را ضرب المثل قرار داده و به حضّار گفت درس خواندن را از فلانى ياد بگيريد . و به همين مثابت روزى يك روحانى قزوينى در مدرسه مروى تهران سراغ مرا گرفت و بر من وارد شد و گفت كه حضرت آية الله رفيعى پس از مراجعتش از تهران به قزوين ، مكرّر به طلاب قزوين مىگفت بياييد در تهران طلبه درسخوان را ببينيد و از او درس خواندن را ياد بگيريد ، و نام شما را به زبان مىآورد ، من آمدم شما را ديدار كنم و با شما آشنا شوم .